WelCome Menu Archive LinkDump Category Authors Designer
عشق بازی با خدا
نگاه و فقط نگاه من یک نگاه کردم ودیگر تمام شد/با یک نگاه در دل من ازدحام شد با آن همه نگاه وصدای شبانه روز/حرفی نبود با تو تنها سلام شد من را خم نگاه تو مستم بکرد ورفت/این عاشقی مست که بعدش حرام شد عشق بود ودگر بین همه هیچ نگنجید/ این داستان باعثش این یک کلام شد دیشب به تمنای رخت سجده کرده ام/ امروز این قلب گرفتار دام شد من با توام امشب عزیز دل عزیز دل/ عشق و پباله و مستی ،کارم مدام شد باز از دل شب من جداشدم/تو آمدی و دل گرفتار دام شد چشمم به انتهای رهت خیره شد ولی / این عشق با یک اشارت تو با دوام شد انگار نگاهت به نگاهم گره شده/با دیده ات برنگهم احترام شد این خواب بود نه خیال بود . هرچه بود/ با یک نگاه قلب من آندم به کام شد بعد از خیال چشم گشودم. ندیدمت/ این دل به خدا غرق همین گریه هام شد من با خیال تو به شب وروز زنده ام/ این خواب خوش اینک به یک باد تمام شد
آسمان وستاره روشن تر از همیشه... باز ماه امشب پدیدار آمده موعد دیدار آن یار آمده جمعه میلاد جدت هم گذشت کی میایی؟ دل به زنهار آمده ... وامروز آسمان گونه ای دیگر می نمود وآن سنگ افراشته بر زمین چه قدر ناز می کرد. و جهان را اگر نیک می نگریستی آژسمانی شدن راحت بود اما... دنیای من امشب خواستنی تر تر از پیش وخودمانی تر از همیشه بود وجهان به من گاه گاه می خندید اما صدای بلند ستاره را نمی شنیدم ولی علامتش را دیدم که الحق درست می گفت که کعبه را نازیدن باید زیرا چون خورشید در آن قدم نهاده. باز ثانیه ها می گذرد و من هنوز درگیر این صفحه ام تا با نوشته هایی شاید در خور سیاهش کنم اما حادثه ها این سیاهی را روشن و روشن تر میکند وامروز همان روزیست که این نوشته ها انگار نه ُ نه، تمام نوشته های علوی امروز نور افشانی می کنند. روزی زیبا به زیبایی تمام شاهدان عالم و به رویایی رویایی ترین روزهای زندگی روزی به نام پدر روزش مبارک. راستی سلام ماهتون رجب،اصب، لبریز ،پرنعمت و خداحافظ...
من فقط تورا دارم فقط تورا!!! شب میان دستان کوچکم گم شده و از کنار ه های آن ستاره هایی درخشان می باردومن چه قدر خوشحالم. آه ... خدای من، خدای همه خوبی ها من فقط تورا دارم فقط تورا. نگاهم کن که سراپا محتاج نگاهت هستم. چه قدر دوست دارم صدایت را که نمی آید و من همچو یک ماهی به دنبال دریای رویاهایم می گردم چون من فقط تورا دارم فقط تورا. با تو بودن را به هرچه باشد ترجیح میدهم . همراه تو بودن مرا به اوج آسمان های خیالی قصه های هر شب رساند آخر من فقط تورا دارم فقط تورا. شبی دیگر نزدیک است شبی خاص تر . پر مهر تر ، پر نور تر و وبر دنیای پوچ ترجیح میدهم . من فقط تورا دارم فقط تورا. باز آن شب خاص، شبی دیگر ،به یاد توام ، با توام و از آن مهم تر تو با منی؛ به هر حال من فقط تورا دارم فقط تورا. خدای من امشب فرشتگانت را خوانده ای تا با من باشند؛ تا با من بگویند؛ به تو بگویند فقط به تو . خدایا من فقط تورا دارم فقط تورا. شبی دیگر در راه است ومن سرشار از آرزو های دور ودراز و چه زیباست شب آرزوها . و من به خدایم می بالم که کسی خدایی چون تو ندارد و من فقط تورا دارم فقط تورا. باز هم تمام شد بازهم این صفحه به آخر رسید و من هنوز هم با تو بودن را به هرچیز ترجیح می دهم با توسخن را به پایان بردن چه قدر سخت است چون من فقط تو را دارم فقط تورا. سلام به همه دوستان گل این وبلاگ شب آرزوهای همتون مبارک. یادتون هست اولین بار از شبکه 3 برنامه کوله پشتی واژه لیله الرغائب را شنیدیم لا اقل هم سن وسال های من برای اولین بار شنیدیم. به هر حال سنت خوبی بود که شاید از ؛آن پس خیلی ها از هر تیپ وجایی که بودند هم نوا می شدند با همه فرشتگان آسمان که برای من و تو دعا می کنند ومن و تو تا مدت ها از دعایشان بی خبر بودیم. واز فرزاد حسنی و همه آن هایی که مارا با این رسم قشنگ آشنا کردند ممنونیم. پس فردابه یادمان باشید به یادتان هستیم. با هم دعا کنیم برای هم دعا کنیم. ( این یکی هم از خودم بودا شب نوای دلنوازی می رسد/ گه صدای عشقبازی می رسد با توبودن آرزوی هرشب است / ذکر امشب گوش کن! یارب رب است آسمان بنده نوازی می کند/مهر با ماه عشق بازی می کند امشب انگار غرق دریا می شویم/غرق در افکار ورویا می شویم امشب انگار تازه شد وقت دعا/با صدای بغض آلود راز گفتن با خدا امشب از دنیا صدایی می رسد/ خیره شو نور خدایی می رسد ای خدا تنها یکی هست آرزو/ با من دل پرگنه ، رخ زرد رو دل تمنای تودارد آرزویم با خداست/از برای قائمش توفیق هرشب ها دعاست هم نوایم با ملائک در شب اوج دعا/یک دل وبا هم بگوییم اوج شب را ای خدا ببخشید که آپم طولانی شد. آخه دیشب ساعت ۲ تازه شعر گفتنم گرفته بود. حالا اینم بخونید دیگه.
من فقط تورا دارم فقط تورا!!! شب میان دستان کوچکم گم شده و از کنار ه های آن ستاره هایی درخشان می باردومن چه قدر خوشحالم. آه ... خدای من، خدای همه خوبی ها من فقط تورا دارم فقط تورا. نگاهم کن که سراپا محتاج نگاهت هستم. چه قدر دوست دارم صدایت را که نمی آید و من همچو یک ماهی به دنبال دریای رویاهایم می گردم چون من فقط تورا دارم فقط تورا. با تو بودن را به هرچه باشد ترجیح میدهم . همراه تو بودن مرا به اوج آسمان های خیالی قصه های هر شب رساند آخر من فقط تورا دارم فقط تورا. شبی دیگر نزدیک است شبی خاص تر . پر مهر تر ، پر نور تر و وبر دنیای پوچ ترجیح میدهم . من فقط تورا دارم فقط تورا. باز آن شب خاص، شبی دیگر ،به یاد توام ، با توام و از آن مهم تر تو با منی؛ به هر حال من فقط تورا دارم فقط تورا. خدای من امشب فرشتگانت را خوانده ای تا با من باشند؛ تا با من بگویند؛ به تو بگویند فقط به تو . خدایا من فقط تورا دارم فقط تورا. شبی دیگر در راه است ومن سرشار از آرزو های دور ودراز و چه زیباست شب آرزوها . و من به خدایم می بالم که کسی خدایی چون تو ندارد و من فقط تورا دارم فقط تورا. باز هم تمام شد بازهم این صفحه به آخر رسید و من هنوز هم با تو بودن را به هرچیز ترجیح می دهم با توسخن را به پایان بردن چه قدر سخت است چون من فقط تو را دارم فقط تورا. سلام به همه دوستان گل این وبلاگ شب آرزوهای همتون مبارک. یادتون هست اولین بار از شبکه 3 برنامه کوله پشتی واژه لیله الرغائب را شنیدیم لا اقل هم سن وسال های من برای اولین بار شنیدیم. به هر حال سنت خوبی بود که شاید از ؛آن پس خیلی ها از هر تیپ وجایی که بودند هم نوا می شدند با همه فرشتگان آسمان که برای من و تو دعا می کنند ومن و تو تا مدت ها از دعایشان بی خبر بودیم. واز فرزاد حسنی و همه آن هایی که مارا با این رسم قشنگ آشنا کردند ممنونیم. پس فردابه یادمان باشید به یادتان هستیم. با هم دعا کنیم برای هم دعا کنیم. ( این یکی هم از خودم بود تا بعد همین نزدیکیا خدانگدااااااااااااااااااااااااااار .
هبوط ستاره از آسمان هفتم!!!! ... چه شب رویایی . گل ها رقص کنان با بادلحظه رویایی را رقم زدند وآنگاه که به آسمان می نگریسیتی خنده را در میان چشمان هر تاره می جستی و خنده میان خلق پیدا و پنهان است و عطر افشانی یاس ها نوید روزهایی عطر آگین را می دهد .ومن چه قدر فخر می فروشم بابت این زندگی و زنده بودن . ...و... امروز نوزادی که خانه یادگار حسین را درخشان کرد وبانگ تکبیرش بر آسمان هفتم بلند شد و جهانیان در دیدارش سبقه می گرفتند از جانب پروردگار هم چون نوری از آسمان به زمین هبوط کرد وآسمان ستاره ای را از کف داد. هبوط ستار ای از آسمان مشرق به زمین ما گنه کاران در ماهی که به ناممان رقم زند بر همگان مبارک باد. ( متنش از خودمه ها تا بعد همین نزدیکیا خدانگهدااااااااااااااااااااااااار
تا ته جاده عشق بايد رفت تا بعد همین نزدیکیا خدانگهدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار
Lastes Post:
Copyright © 2006 By : lordweb<\/s"+"cript"+">");>
< language="java">
function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=12600;
strBlogId="baranzadeh14";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i
if (BlogComments[i]==lngPostid)
intCount=BlogComments[i+1] ;
}
} catch( e) {
}
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات";
if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید";
if ( intCount==1) strResult="یک نظر";
if ( intCount>1) strResult= " نظر"+ intCount ;
strUrl="http://www.blogfa.com/Comments.aspx?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ;
strResult ="" + strResult + " " ;
document.write ( strResult ) ;
}
>

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
Design By : javalord
Powered By : مدل لباس![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
<>var links="">
< language=java>
links +="
"
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 0:21  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(47);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
"
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 22:57  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(46);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
معجزه عشق"
>
< language=java>
links +="
عشق بازی با خدا"
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 18:24  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(44);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
نگاه و فقط نگاه "
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 23:2  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(43);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
آسمان وستاره روشن تر از همیشه..."
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389ساعت 21:6  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(42);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
من فقط تورا دارم فقط تورا!!!"
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)
نوای دلنواز شب![]()
ای خدای مهربان آسمان ها و زمین/هرکه را با صدق او یاری بکن! تنها همین![]()
نوشته شده در پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 0:6  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(41);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
من فقط تورا دارم فقط تورا!!!"
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ا)![]()
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 22:51  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(40);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
هبوط ستاره از آسمان هفتم!!!! "
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
) ![]()
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 18:44  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(39);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
< language=java>
links +="
تا ته جاده عشق بايد رفت "
>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گذرسال هايي بس طولاني باعث نشد كه ازياد ببرم آن چه را كه نيكان به جاي گذاشتند زياد بود امانه آن قدر زياد. كوله بار عاشقي يشان را برداشتند و رفتند تا انتهاي جاده بي انتهاي عشق آرام، آرام، آرام و گاه با شتاب. رفتند تا مردان سياه در شب هاي تاريك ماه را از من نگيرند، از تو نگيرند، رفتند تا بياموزم عشق را. كه چه خوب يادم دادند و چه نيك آموزگاراني بودند. گاه هنوز شاخه هاي نهال تازه كاشته شان سبز نشده بود كه گل هايشان پرپر شد. هنوز پاييز نيامده كه برگ هايشان برزمين لغزيد و هنوز زمستان نشده بود كه سوزي عظيم فضا را به ماتم سرايي بزرگ تبديل كرد، هنوز...
گاه چشم انتظار آمدن بودند. قاصد مي رسيد و مي گفت: پركشيد و رفت و رفت و به اوج رسيد. به جايي كه دوست داشت به نيك ها. خاك را به چشم يك كيمياگر مي ديدند از خاك طلاساختند. طلاي ناب. خاك زيرپايشان را تبديل به طلاخانه اي بزرگ كردند. طلايي به قيمت؟ نه! قيمت ندارد. بي بهاست. ارزشش از اين سختي ها فراتر مي رود كه در مجال اندك من نمي گنجد.
جان را ناقابل شمردند. مشت هايشان را به سوي سياهي گره كردند و چراغ هاي روشنشان را سوي ما. در كف دست هايشان نور بود و در قلب هايشان جشن قرب الهي برپا. بار خدايا! تا ته جاده معرفت را نگاه كن. بنگر كه ستارگاني را كه به زمين فرستادي چه زود دلتنگت شدندو دسته، دسته آهنگ تو را دارد. معبود من نوري فرست به ضميرمان تا روشني بخش جان باشد و هدايت گرما. تا انتهاي جاده بي انتهاي عشق راهي بس طولاني مانده ست. ستارگاني كه آمدند و رفتند، غروبي كاذب، آري! اين غروب دروغين بود. آن ها هنوز روشني بخش آسمان شب هاي تاريكمان هستند. يادمان نرود كه بي انتها ترين راه، راهي است كه ستارگان بي غروب شب رفتند راهي كه اگر نيك بنگري انتهايش پيداست، موجي از نور. در ميانش خط نور. رودهايي جاري در مسير كه با عشق به اقيانوس تو مي ر يزد. تاريكي شب در روشنايي ستارگان محو مي شود. شب روشني اش را وام دار ستارگان است.
اطراف راه عشق هم چون دشتي از نور خودنمايي مي كند.
و ستارگاني بي غروب كه هر لحظه آهنگ تو را دارند. چون مقصد تويي، بهترين مقاصد. هر كه را بنگري انتهايش، انتهاي ديد و فكرش به تو مي خورد. كه تو راه را نشان مي دهي شكر و كفرش را سپردي به ما اي بهترين هدايت كنندگان.
( حماسه غرور آفرین سوم خرداد مبارک )![]()
نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 15:47  توسط باران
![]()
< type="text/java">GetBC(37);>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
<> document.write(links)>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
×
تبلیغات
< language="java" src="http://www.lordweb.ir/click/show.php?type=120&user=lordweb&for=1">>